صدای عبدالوهاب شهیدی خاموش شد.
اخبار 22 اردیبهشت 1400

صدای عبدالوهاب شهیدی خاموش شد.

چی می شد غصه مارو
یک لحظه تنها بذاره
چی می شد این قافله
ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای
قدیمیه، از اون دلاست،
که می خواد عاشق که شد
پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد؛ ما دو تارو
ببره از این جا و اون ور دنیا بذاره……….

حسین منزوی اگر هیچ ترانه ای نمی سرود جز ترانه ی فوق، با همین تک ترانه در دل مردم ایران زنده می ماند، که مانده است حتی بدون آن که او را بشناسند. نیازی نبود که بگوید ” به باد می روم . می ر.م ز یاد شما”، چنان که گفت.

این ترانه را محمد نوری خواند که خاطره صدای جادویی اش در ذهن مردم باقی ست و هرگز از یاد ها نخواهد رفت.

امروز صدای عبدالوهاب شهیدی خاموش شد. صدایش مثل حریر بود. دیگر او نخواهد خواند. و نخواهد گفت که ” این نگاه مست تو جام شرابه، زندگی بی چشم تو مرگ و عذابه”

بزرگان عرصه ی هنر یک به یک رفتند و می روند و این کاروان همچنان در حرکت است. زندگی می گذرد، چونان برآمدن نوری در میان دو تاریکی. ولی همان یک لحظه ی نور زیباست. هیچ چیز از آدمیان نمی ماند. جز صدا و آثار هنری شان. جز تخت جمشید و مسجد شیخ لطف الله و جز آواز شجریان و امثال عبدالوهاب. . خوشا ملتی که هنرمند بسیار دارد و قدر آنان را بسیار می داند، پیش تر از آن که به دیار عدم بشتابند.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *